۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

ضد جشن

چند سالی هست متوجه شده ام که روحیه ضد جشن دارم. از شرکت در جشن ها استقبال نمیکنم و گاهی که همه چیز، شرایط شرکت کردن در یک جشن را مهیا می کند،لذتی که بسیاری از شرکت کنندگان می برند را، نمی برم. ضد جشن واژه ای است که من برای این روحیه گزیده ام.
گاهی به پیروی از دیگران علاقه مند به جشن، خلاف این روحیه حرکت کرده ام. اگر چه دستاوردی کوتاه برایم داشته اما باز هم در دراز مدت، این روحیه غالب مانده است. هیچ تحلیلی نتوانسته ام برای علت ایجاد آن ارائه دهم که در صدد رفع آن حرکت کنم. البته شاید آنقدر هم آزار دهنده نبوده که با جدیت به دنبال دلیلی برای آن باشم.

اگر چه هیچ تعریفی از جشن ندارم اما در نگاهی خودبینانه می توان ایراد را در جشن هایی یافت که در آن شرکت کرده ام. البته پذیرفتن داشتن روحیه ضد جشن را به این یکی ترجیح می دهم. 

شهریور 92

۲ نظر:

  1. ضد جشن بدبخت!
    ...
    جالبه که روحیه و انرژی‌ای که از خودت تو جشن‌ها بیرون می‌ریزی خلاف این رو نشون می‌ده

    پاسخحذف
  2. :))
    آره دیگه، اگه سعی کنی خوش میگذره اما خب ...

    پاسخحذف