۱۳۹۱ آبان ۲۶, جمعه

به نام خداوند جان و خرد

-یا حسین! چه بارونی!
:مهم نیست که! چتر داریم، چترو بده.
در حالی که از پله­ های مترو به سرعت در حال پایین رفتن هستم گفتگوی دو نفری که در حال بیرون آمدن هستند را می­ شنوم. با خودم فکر می­ کنم، واقعا جالب است که هر وقت آدم برنامه­ ای برای یک روز خاص می ­ریزد همه چیز دست به دست هم می­ دهند تا مبادا برنامه به آسانی اجرایی شود. آخرینش همین بارانی بود که باعث شد همه چیز یک ساعت عقب بیفتد. اما دلپذیر بارانی بود...
از دور ساختمانی بزرگ را می­بینم که در آن حرکت جریان دارد، خانه اندیشمندان علوم انسانی! وارد سالن می­ شوم. همه سالن پر بود و افراد بسیاری ایستاده بودند که من نیز به جمع ایستادگان پیوستم.
مراسم بزرگداشت دکتر کزازی بود. خیلی از این دست مراسم­ های بزرگداشت لذت نمی­ برم اما از آنجایی که دوست داشتم روزی پای درس دکتر کزازی بنشینم و هیچگاه میسر نشد، شرکت در این مراسم را با تمام تلاش دنبال کردم. چند سخنرانی در وصف دکتر کزازی که با توجه به نوع مراسم چیزی جز تعریف نبود گذشت و سپس مراسم اهدا جوایز بود. نکته جالبی که در این فاصله از نظرم گذشت، حضور مادر و همسر دکتر بود که با آمدن روی سن بسیار مورد تشویق قرار گرفتند. قسمت جالب دیگر متن لوح­ هایی بود که برای دکتر نوشته شده بود، از آن میان فقط بنیاد فردوسی بود که متنی درخور دغدغه ­های دکتر کزازی نوشته بود، متنی پارسی!
قسمت نهایی مراسم که من مشتاقانه منتظرش بودم، سخنرانی دکتر بود. اگر چه تا کنون تجربه نکرده بودم اما می ­توانستم حدس بزنم که با «به نام خداوند جان و خرد» آغاز خواهد کرد و چنین نیز شد. بیان زیبا و رسای دکتر که استفاده از کلمات پارسی در آن برجسته بود بسیار برایم دلنشین بود. زیباتر آن بود که این گونه بیان، هیچ کج­ فهمی برای من ایجاد نمی­ کرد. اگرچه با تاخیر، اما صدای ایشان را به یادگار ضبط کردم. البته بعد از سخنان ایشان، برنامه موسیقی هم بود که خالی از لطف نبود اما کمی بوی نمایشی که در آن جاری بود، از زیبایی آن کاسته بود.
بیرون از سالن، باران بر تصمیم خود ابرام می­ ورزید. اتومبیل­ ها خیابان طالقانی را با شتاب طی می­ کردند. پیاده­ روها خلوت­ تر ازهمیشه بود. اندک آدم­ هایی که دیده می­ شدند نیز، رفتار اتومبیل­ ها را به نیکویی دنبال می­کردند! قدم زدن در هوای بارانی، در پیاده­ روهای خلوت بسیار آرامش­ بخش بود و من خرسند از تلاش خود برای از دست ندادن این مراسم...

۱ نظر: