۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه

روز و شب را می شمارم روز و شب

آهنگ زیبایی بود با تنظیم روشن روان با صدای بیژن بیژنی، نوایی خودمون، امین بهم داد گوش کنم، خیلی خوشم اومد...قبل از عید بود، برای عید حتما می نویسم!
عید که خونه بودم، منتظر فردا بودم تا سرم خلوت تر بشه شاید یه کم تفریح، نشد! شاید داشتم تمرین عید انجام می دادم یا می خواستم انجام بدم... الان که فکر می کنم می بینم، این همه تمرین داده نمیشه که انجام بشه بلکه باید پیچونده شه! فلسفه بدیه اما هست
سیزده بدر که خانوادگی رفتیم بیرون، هوا عالی بود و مثل همیشه خوش گذشت و البته مثل همیشه صورتم سوخت ولی نمی دونم چرا اون روز هم ننوشتم!
درس، تمرین، .... ولی بازم ربطی نداره
کنسرت همایون بود کلی ذوق کردم، خانوادگی رفتیم. خوب بود، استاد هم بود، دلم براش تنگ شده بود واقعا. شب به یاد موندنی بود. بهترین شروع دوباره بود برای نوشتن، خیلی دوس داشتم بنویسم اما باز هم...
کم کم باید پایان نامه و استاد راهنما مشخص کنم، من که میدونم همه استادا خوبن و فرقی نمیکنه! پس خونسردم اما به فکر موضوع هستم، شایدم انتخاب کردم
هنوز درس و تمرین تموم نشده، میان ترم هم هست.
داداشم گفت یه سفر مشهد بریم، هفته دیگه میشه، من که خیلی وقته میخوام برم اما انگار نیاز به هل داشتم، پس حاضرم! دلم تنگ شده برای دوستان قدیم و دانشگاه. دلم برای فردوسی هم تنگ شده برای حرم و ... می بینمشون اگه خدا بخواد
اردیبهشت چه ماه زیباییه، برنامه و مراسم زیاده، میشه خوش گذروند!
خزان چقدر زیباست، آهنگ ساخته خدا بیامرز مشکاتیانه، فوق العاده است. رضا بهم دادش. اولین بار خودش برام زد...

 فکر نمی کردم این همه ننوشتنم طول بکشه اما طول کشید تا امروز که نوشتم...

۹ نظر:

  1. خوشحال شدم که دیدم پست جدید گذاشتین. از اون خوشحالتر شدم وقتی دیدم قراره بیاین مشهد. ایشالله به سلامتی

    پاسخحذف
  2. خیلی وقت ها حرف برای گفتن هست اما مجالی نیست...

    پاسخحذف
  3. علاج ننوشتن خیلی سخته، امیدوارم مبتلا نشی (:

    خزان خیلی قشنگه ...

    پاسخحذف
  4. به سلیمه: مرسی ایشالا ببینمتون
    به مجید: شابد مجال هم باشه اما توانش نیست و یا شاید...
    به عیار تنها: آره، آدم ناچار میشه بعد از مدتها به خاطره روزانه اکتفا کنه.

    پاسخحذف
  5. سلام کاظم جون

    الان که پستتو می‌خوندم، در همه دیر مغان...

    رو گوش می‌کردم، کار استاد و مرحوم مشکاتیان

    واقعا فاز میده

    راستی‌ مشهد اومدی اتاق ما خوشحال می‌شه

    در خدمت شما باشه

    خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ دوست دارم ببینمت

    اگه شد این اردشیر ما رو هم با خودت بیار

    به امید دیدار...

    پاسخحذف
  6. به محسن: چشم حتما میام، منم خیلی دوس دارم ببینمت محسن جان،درود بر هنرمندان ایران زمین
    به سلیمه: فکر کنم دوشنبه بعد از ظهر بیام دانشگاه، امیدوارم ببینمتون

    پاسخحذف
  7. توفیق دیدار مفصل شما در دانشگاه فردوسی مشهد را
    از دست دادیم
    اما
    همان مصاحبت کوتاه در اندرونی آن 500 ریالی بتونی
    ما را بس
    :*

    پاسخحذف