۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

آهنگ جان قاصدک کرده است








یکی دیگر از رهروان راه قاصدک را گزید. چونان همیشه بی هیچ خطایی! که گزینشگر دهر را خطایی نیست در گزینش نیکوترین ها...و این بار نیز... ؛

ما کوران و کران دلباخته «قاصد تجربه های همه تلخ» گویی باز هم دیدیم که «رفتی با باد»  ,؛
رفتی با باد....آاااااه
آری... «برو آنجا که تو را منتظرند» ؛
تاب دروغ انگاشتن نیست.... ؛
مرا که خلوتی است با قاصدک، بوی تنهایی بیشتر به مشامم می رسد،« گریستن ابرهای همه عالم» قطره ایست در این ماتمکده سیل زده...  ؛
اکنون آرزوی در آغوش کشیدن سنگ مزارت مرهمی بر دردهای بی پایان من است که مرا دین گرانی است با تو، که در این «بیداد» که کس را فریادرسی نبود، آنچنان با «دستانت» «سر عشق» را بر ما نمودی که با «نوایت» آسوده سر بر «آستان جانان» نهادیم.


در حسرت فراغ استاد مشکاتیان، که آتش عدم حضورم در واپسین لحظه دیدار با او، هنوز بسیار آزارم می دهد




سوم مهر 1388


۱ نظر:

  1. خدایش بیامرزاد
    در این دوران، زود رفتن و با هنر رفتن هنر است.

    پاسخحذف